|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سکوت طوفانی
قلب
قلب
روزی از او پرسید؛چقدر دوستم داری؟ پسرک جواب داد
بیشتراز جونم. تو در قلب منی. از قضا دخترک به دلیل
بیماری قلبی در بیمارستان بستری شد.چیزی از عمرش
باقی نمانده بود. روزهای آخر عمرش به سرعت سپری می
شد؛ از پسرک هیچ خبری نبود.دخترک روی تخت
بیمارستان بغض کرده بود و با خود می گفت:این بود اون
حرف هایی که می زدی؟حداقل برای آخرین خدافظی
میومدی دیدنم.دخترک دیگر چیزی نفهمید؛تا اینکه آرام
چشمانش را باز کرد بالای سر خود پزشک را دید که به او
گفت:نگران نباشید؛عـمل شما با موفقیت انجام شد.این نامه
برای شماست. نامه را باز کرد؛هیچ نام و نشانی
نداشت.
((سلام عزیزم .الان حس می کنم تو قلبمی. از دست من
دلخور نباش؛ اینکه نیومدم ملاقاتت می دونستم که با این
کارم موافقت نمی کنی. امیدوارم عـملت با موفقیت انجام
بشه. برای همیشه تو قلبمی))
دخترک گریه می کرد و گریه می کرد؛ که چرا حرف های
او را باور نکرد......................................................
|+| نوشته شده توسط .... در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 15:34
|